ايران کنکور  
  |  خانه  |  اخبار  |  مقالات  |  همکلاسيها  |  گفتگو  | تماس با ما  |
   مقالات
کلاسي با يک دانش آموز
روزگاري بود که براي تحصيل بايد دشواري هاي زيادي را تحمل مي کردي. مدرسه هاي چند شيفته ، کلاسهاي پرجمعيت و شلوغ ، نيمکت هاي شکسته و کمبود امکانات آموزشي به نسبت هر فرد... بعضي جاها مثل روستاها و مناطق محروم حتي مدرسه هم نداشتند و اگر کسي مي خواست به تحصيلاتش ادامه بدهد ، بايد کيلومترها از خانه اش دور مي شد تا به اولين مدرسه برسد. در چنين شرايطي ، داشتن يک معلم خوب ، نعمت بزرگي بود. بچه ها با تمام وجود در کلاسها حاضر مي شدند و سر تا پا گوش ، سعي مي کردند چيزي ياد بگيرند. ديگر اميدي نبود وقتي به خانه مي روند کسي باشد که بتواند اشکالاتشان را برطرف کند و پرسشهايشان را پاسخ بدهد و تازه اگر کسي هم بود ، فرصت و زمان اضافي براي اين کار نداشت. همه چيز به همان کلاس و همان معلم ختم مي شد و اگر خيلي آدم خوش شانسي بودي ، مي توانستي کتابهاي حل المسائل و کمک آموزشي پيدا کني تا بعضي مشکلاتت را حل کند. فرهنگ تدريس خصوصي در سرزمين ما به نسبت ، فرهنگ تازه اي است. برخلاف بسياري از نقاط ديگر دنيا که چنين پديده اي را براي ساليان طولاني تجربه کرده اند ، عمر تدريس خصوصي در کشور ما شايد به اندازه عمر مدارس جديد و نظام آموزشي جديد است که با ساختارهاي قديمي و آموزش سنتي بسيار متفاوت بوده است. تدريس خصوصي درواقع از نظامهاي آموزشي رايج در کشورهاي اروپايي گرفته شده است. در نظام آموزشي اين کشورها بخصوص در دوران گذشته ، فرزندان خانواده هاي اشراف و مرفه ، عموما در مدارس عمومي حاضر نمي شدند و تعليم و تربيت آنها از سنين کودکي تحت نظر يک معلم انجام مي شد. اين معلم که ساعات طولاني روز را با کودک مي گذراند، ضمن تعليم اصول اخلاقي و تربيتي ، مسوول آموزش خط و زبان و تاريخ و جغرافيا و رياضي نيز بود. بعدها اين شيوه آموزش به طبقات متوسط مرفه نيز رسيد و بسياري از زنان و دختران و جوانان براي کسب درآمد ، به تدريس خصوصي رو مي آوردند. شايد در تاريخ زندگي هر دانشجويي ، تجربه تدريس خصوصي ، تجربه آشنايي باشد ؛ تجربه اي که هرکدام به دليلي ، گاه براي کمک به هزينه هاي تحصيلي شان و گاه براي به دست آوردن مهارت هاي تخصصي تدريس ، دست به آن مي زدند. داستان تدريس خصوصي در دنياي آموزش امروز ، داستان متفاوتي است. عادت به حضوريک نيروي کمکي دائمي دانش آموز را به پذيرش مسووليت هاي اصلي اش بي توجه مي کند امروزه ، به علت تحولات عظيم فرهنگي و تغييرات فراوان در رشته ها و شاخه هاي علوم ، عرصه آموزش بسيار گسترده شده است. افراد به دلايل مختلف از معلمان خصوصي استفاده مي کنند. دلايلي که گاه به تعداد افراد ، متنوع و متفاوت است. يک راه حل فوري معمولا اولين چيزي که با شنيدن نام معلم خصوصي و تدريس خصوصي به ذهن مي آيد ، وجود و بروز ضعفهاي شديد درسي است. درواقع ، شايد يکي از اولين دلايلي که براي استفاده از يک معلم خصوصي عنوان مي شود، ضعف درسي است : «بعد از گذشت يک ماه و نيم از آغاز سال تحصيلي فهميديم که فرزندمان در درس رياضي مشکلات اساسي دارد. متاسفانه معلم مدرسه قادر به حل مشکلات او نبود... تعداد دانش آموزان کلاس زياد است و ضعف فرزند ما شديد. اين بود که ناگزير شديم برايش معلم خصوصي بگيريم.» اين را والدين دانش آموزي مي گويند که فرزندشان هفته اي 2 بار معلم رياضي دارد. بعضي از اوليا هم معتقدند فرزندشان به خاطر شرايط محيط کلاس درس و روشهاي معلم قادر به يادگيري کامل نيست و براي تغيير در اين شرايط به دنبال معلمي مي گردند که روشها را عوض کند و تاثير فوري و مفيدي بر عملکرد او بگذارد. مادر يک دانش آموز مي گويد: «معلم شيمي فرزندم ، توانايي هاي لازم را براي تدريس ندارد. مدرسه هم نمي توانست در نيمه سال ، معلم را تغيير دهد. براي اين که فرزندم دچار عقب افتادگي نشود، برايش معلم گرفتيم». در واقع شايد در بعضي شرايط ، وجود يک معلم خصوصي تنها راه و بهترين راه براي حل مشکلات يک دانش آموز باشد: «زماني که يک دانش آموز قادر به دنبال کردن برنامه هاي جاري کلاس درس نيست و نمي تواند همگام با بقيه دانش آموزان حرکت کند، بايد به طريقي به او کمک کرد. يکي از اين شيوه ها اين است که به شکل انفرادي به او آموزش داده شود ، به طريقي که او را با آنچه از او توقع مي رود هماهنگ کند.» اين نظر ناديا فخاري ، روان شناس است. او معتقد است کمک گرفتن از يک معلم خصوصي ، راهي است براي کم کردن فاصله يک دانش آموز با شرايطي که از او توقع مي رود. کدام روش بهتر است؟ البته اين تنها دليلي نيست که يک دانش آموز از معلم خصوصي استفاده مي کند. گاهي اولياي دانش آموز براي ارتقاي سطح علمي او شرايطي فراهم مي کنند که او از آموزش هاي ويژه برخوردار شود. در چنين شرايطي وجود معلم خصوصي زمينه اي است براي ايجاد فاصله ميان او و افراد ديگري که در سطح او قرار دارند. اين تفاوت سطح ، دورو دارد. از يک سو اين فرصت را براي دانش آموز ايجاد مي کند تا توانايي هاي ويژه اش را نشان بدهد ، از طرف ديگر بالا رفتن سطح توانايي علمي او باعث مي شود کلاس درس عملا کار کردش را از دست بدهد. زهرا دميرچي ، دبير رياضي مي گويد: «دانش آموزي که معلم خصوصي رياضي دارد ، در کلاس حضور مثبتي نمي تواند داشته باشد. او اغلب از بقيه بچه ها جلوتر است. سطح متوسط يادگيري کلاس باعث مي شود او از فعاليت در کلاس خودداري کند». اين اتفاق تازه در بهترين شرايط مي افتد ، يعني در صورتي که ميان آموخته هاي دانش آموز و کلاس مدرسه اش تفاوت و تمايزي وجود نداشته باشد. دميرچي مي گويد: «روشهاي آموزشي معلمان با هم متفاوت است. در بعضي درسها مثل درس رياضي ، تفاوت روشها خيلي مهم است. ما هميشه با بچه هايي که معلم خصوصي دارند، در اين زمينه مشکل داريم. آنها مدام بيان مي کنند مسائل را به روش ديگري ياد گرفته اند و مي خواهند برتري آن روش را به معلمشان ثابت کنند». اين نکته را هم فراموش نکنيم که فاصله و تفاوت چشمگيري که ميان چنين دانش آموزاني با همکلاسانشان وجود دارد مي تواند اثرات رواني ناخوشايندي را به دو طرف تحميل کند. اگر معلم خصوصي ها نباشند تا وقتي معلمان خصوصي براي بهتر شدن شرايط تحصيلي دانش آموزان پا به ميدان مي گذارند ، مي توان خوشبين بود که حضور آنها در عرصه آموزش ، حضوري مثبت است ؛ اما وقتي هدفهاي بنيادين اين نقش تغيير مي کند ، گاه اتفاقات نامبارکي نيز مي افتد. عادت به حضور يک نيروي کمکي ، دانش آموز را به پذيرش مسووليت هاي اصلي اش بي توجه مي کند. اين بي توجهي مي تواند او را از هدفهاي اصلي آموزش هم دور کند. از سوي ديگر ، فرهنگ معلم خصوصي داشتن ، گاه فرهنگي اخلالگر و مزاحم است. دانش آموزي که معلم خصوصي ندارد ، خود را در موضع ضعف مي بيند و دانش آموزي که معلم خصوصي دارد، احساس مي کند در موقعيتي برتر نسبت به بقيه قرار دارد. از همه اينها بدتر، زماني است که نياز به معلم خصوصي از سوي خود معلمان تحميل شود. ولي يک دانش آموز مي گويد: «ما تجربه ناخوشايندي از اين جريان داشتيم. يکي از معلمان فرزندم ، به روشهاي مختلف بچه ها را به اين سمت سوق مي داد که براي رسيدن به حد مطلوب ، معلم خصوصي بگيرند. در واقع شرايط طوري بود که خيلي از بچه ها به خود همان معلم براي تدريس خصوصي مراجعه کردند.» شرط لازم براي قبولي کنکور شرايط مطلوب زماني است که فرصت يادگيري کامل در خود کلاس درس وجود داشته باشد و معلم خصوصي فقط براي کمک به شرايط خاص حضور داشته باشد، اما واقعيت اين است که در نظام غيررسمي آموزشي ما، رقابت هاي تحصيلي براي موفقيت هاي بيشتر بخصوص در عرصه کنکور باعث شده نظام مدون آموزشي جوابگوي اين رقابت هاي فشرده نباشد و آموزش هاي تکميلي تنها از طريق تدريس خصوصي فراهم شود. يک دانش آموز دوره پيش دانشگاهي مي گويد: «همه همکلاسي هاي من براي درسهاي مختلف ، معلم خصوصي دارند. خيلي ها مي گويند بدون معلم خصوصي نمي شود کنکور قبول شد.» تبليغات رسمي و غيررسمي ، همه احساس اين دانش آموز را تقويت مي کنند. روزنامه ها و در و ديوار شهر، پر از آگهي هايي است که به لزوم وجود آموزش بيشتر از مدرسه تاکيد مي کنند. بيشتر اين آگهي ها ، آگهي تدريس خصوصي و نيمه خصوصي است ، در واقع شايد کلاسهاي عمومي تر هم به نوعي در طبقه تدريس خصوصي قرار مي گيرند. در اين ميانه ، هزينه هاي کلاس هاي خصوصي هم خود داستان ديگري است. اين که داشتن معلم خصوصي ، اساسا خود به معناي لوکس بودن برنامه آموزشي فرد است ، کنار رقم هاي افسانه اي هر جلسه تدريس خصوصي ، ماجرايي است که شرايط دشواري را براي خانواده ها و دانش آموزان ايجاد مي کند. رقمهاي بالاي هر جلسه ، ضمن اين که از معيار شخصي پيروي نمي کنند ، تضميني هم براي کيفيت آموزشي معلم به شمار نمي آيند. حرف کسب شهرت و نام در عرصه تدريس خصوصي و تهيه و تدوين جزوه هايي که ملاک روشني براي سنجش اعتبار آنها وجود ندارد ، نمي تواند معيار خوبي براي انتخاب يک معلم خوب باشد. چنين است که در اين ماجرا ، دانش آموز و خانواده و مدرسه ، همه حيران و سرگردان ، هر لحظه مزايا و معايب استفاده از اين روش را بر مي شمرند و در نهايت هم تصميم گيري ، کار چندان ساده اي نيست.
 
وب سایت ایسنا ۲۰ بهمن ۱۳۸۳
   

پارس کليک - موسسه رسانه پرداز پارس. همه حقوق محفوظ است.