ايران کنکور  
  |  خانه  |  اخبار  |  مقالات  |  همکلاسيها  |  گفتگو  | تماس با ما  |
   مقالات
20 توخالي

خانم رضايي هر روز با يک ليوان آب قند، مي آمد سراغش که با لب هاي لرزان و دست هايي که از سرما يخ زده بودند، بي حال ، روي صندلي افتاده بود. يکي از بچه ها شانه هايش را مي ماليد و يکي ديگر کيف و کتابش را از روي زمين جمع مي کرد. اين ماجراي هر روز مونا بود که يا تازه از جلسه امتحان بيرون آمده بود ، يا يکي از معلم ها نمره امتحان قبلي اش را اعلام کرده بود. قصه هميشه سر نيم نمره يا بيست و پنج صدم بود که مونا بيخود از دست داده بود. مونا که گريه مي کرد، مدام اسم پدرش را مي آورد و مي گفت: «بابا اين نمره ها را قبول ندارد.» آخر يک روز همه چيز خيلي خراب تر از هميشه شد. تازه ورقه ها را پخش کرده بودند که مونا از روي صندلي پرت شد روي زمين و از حال رفت. نه امتحان آن روز را داد ، نه توانست تا آخر امتحان ها به مدرسه بيايد.
«امتحان» ، کلمه اي است از ريشه محن که به معني در رنج افتادن است. بي دليل نيست که همه ما در هر سني باشيم ، با شنيدن نام امتحان ، دچار اضطرابي پنهان مي شويم و در شرايط مختلف احساس مي کنيم امتحان ، بر ذهن و روح و دانش ما اثر منفي گذاشته است.

با اين حال ، از ديرباز ، امتحان ، روشي استاندارد و رايج براي ارزيابي دانش افراد در زمينه هاي گوناگون بوده است. اين که امتحان چگونه برگزار شود و اين ارزيابي ها ، از چه طريقي صورت بگيرند ، از مباحث قابل طرح و بررسي در عرصه آموزش است. درواقع ، امتحان به ذات خود امر مفيد و لازمي است که بر مبناي آن مي توان به سنجش نتايج آموزش پرداخت ، اما ترديدي نيست که براي رسيدن به اين هدف ، برگزاري امتحان به شيوه هاي مرسوم و شناخته شده ، تنها راه حل نيست. اين که چه روشهاي ديگري را مي توان جايگزين روشهاي سنتي امتحان کرد، بحثي است که بايد از سوي سياستگذاران آموزشي مورد توجه قرار گيرد ؛ اما در شرايط فعلي که هنوز تا تغيير کامل شيوه هاي مرسوم و ابداع شيوه هاي جديد راه زيادي باقي است. بايد براي شرايط موجود برگزاري امتحان فکري کرد. فکري که در نهايت ، وضعيت سنجش دانش آموزان و شرايط رواني برگزاري امتحان را بهبود بخشد.

همه مي ترسند...


حاضر شدن در جلسه امتحان ، اضطراب آور است. تقريبا 80درصد افرادي که در امتحانات مختلف شرکت مي کنند ، اين اضطراب را تجربه کرده اند که البته ميزان آن ، بر حسب شرايط مختلف و در افراد مختلف ، متفاوت است. ناديا فخاري روان شناس ، مي گويد: «اضطراب امتحان ، از مسائل شايع در ميان افراد ، بخصوص دانش آموزان است. اين اضطراب به شکل هاي گوناگون در افراد جلوه مي کند. بالا رفتن ضربان قلب ، سردي انگشتان و افت فشار خون ، از عوارض فيزيکي و نشانه هاي ظاهري آنهايي است که دچار اضطراب امتحان مي شوند. در موارد شديدتر، گاه فرد دچار سردردهاي شديد، غش ، بي حالي و تهوع مي شود.»آنچه بايد به آن توجه کرد، دليل بروز چنين اضطراب هايي است.

يک روش ، تنها روش


دانش آموزان ، مهمترين گروهي هستند که به طور مستمر با پديده امتحان سر و کار دارند. دانش آموزان در فواصل زماني بسيار کوتاه ، به شيوه هاي گوناگون ، مورد سنجش قرار مي گيرند. اين سنجش مستمر، يا از طريق پرسش هاي شفاهي و مستمر کلاسي است ؛ يا از طريق آزمون هاي کتبي ، اما در نهايت ، آنچه بيشتر از خود آزمون براي دانش آموزان معنا و اهميت دارد، نتيجه امتحان است که در شرايط مرسوم آموزشي کشور ما، اغلب از طريق نمره ، تعيين مي شود. نمره ، در آموزش و پرورش کشور و در فرهنگ سنتي يادگيري ما، مهمترين ملاک سنجش توانايي هاي فرد است ؛ تا جايي که تکيه و تاکيد بيش از حد بر آن باعث شده است جنبه هاي ديگر توانايي دانش آموز کاملا از ياد برود، يا ناديده گرفته شود. امتيازي ، دبير رياضي يکي از دبيرستان هاي تهران مي گويد: «با توجه به شرايط تعريف شده اي که ما با آن سر و کار داريم ، نمره تنها وسيله اي است که در اختيار معلمان قرار دارد. براي اين که نتيجه فعاليت دانش آموز، براي خودش ، معلم و خانواده اش مشخص شود ، امتحان برگزار مي شود و نمره ، يک روش براي نشان دادن اين نتيجه است.» با اين همه ، همين دبير معتقد است که از طريق نمره ، نمي توان به همه ابعاد توانايي هاي يک فرد دست يافت: «افراد، ويژگي هاي متفاوتي دارند که همه آنها را نمي توان با امتحان اندازه گرفت و تعيين کرد.»
اضطراب امتحان ، باعث مي شود بخشي از توانايي هاي فرد، به حالت غيرفعال دربيايد. ناديا فخاري مي گويد: «بسياري از افراد به دليل اضطراب امتحان ، معلومات خود را از ياد مي برند، يا نمي توانند به طور درست از آن استفاده کنند. در نتيجه ، بخشي از ارزش ارزيابي امتحان ، به اين طريق زير سوال مي رود».
با اين که معلمان و روان شناسان ، هر دو به اين امر اذعان دارند ، لاجرم از نمراتي که از اين امتحانات به دست مي آيد ، به عنوان عامل سنجش دانش آموزان استفاده مي کنند: «ما مي دانيم اين نمرات دست کم با نتيجه واقعي ، اختلاف دارند، اما قانون و شرايط، ما را موظف به همين ملاک کرده است.» در عين حال ، کم نيستند معلماني که مي کوشند شيوه هاي ديگر را هم در ارزيابي دانش آموزانشان به کار ببرند. مرتضي غفاري ، دبير فيزيک مي گويد: «با در نظر گرفتن شرايط خاص امتحان است که وجود نمره اي به نام نمره مستمر در کارنامه در نظر گرفته شده است. خود من سعي مي کنم نتايج کارم را به شکل هاي گوناگون در طول کلاس بررسي کنم. فعاليت هاي مختلف دانش آموزان در کلاس و ميزان به کار گرفتن دانششان ، از مواردي است که من هميشه در نظر مي گيرم.»

نمره ، وسيله نيست


تغييرات اعمال شده در نظام آموزشي و تلاشهايي که براي ابداع شيوه هاي جديد ارزيابي دانش آموزان انجام گرفته است ، منجر شده است بينش معلمان درباره نمره بسيار متحول شود. با اين حال ، هنوز برخي معلمان ، از نمره به عنوان يک ابزار، استفاده مي کنند. يک دانش آموز دوره راهنمايي مي گويد: «معلم ما، هميشه براساس نمره درباره ما قضاوت مي کند. اگر نمره مان کم شود ، رفتار او هم با ما تغيير مي کند. در صورتي که بي انضباطي يا تخلف کنيم هم نمره مان را کم مي کند.» شايد به همين دليل است که دانش آموزان اين معلم ، نسبت به نمره اي که از اين معلم مي گيرند ، حساس و سختگيرند و اين حساسيت ، موجب اضطراب و ترس آنها مي شود. اضطراب امتحان ، وقتي تبديل به اضطراب نمره مي شود ، مشکل مضاعفي است که فرآيند يادگيري را دچار اختلال مي کند. دانش آموزان ، پس از اين که جريان اضطراب آور امتحان را از سر مي گذرانند، با شرايط دشوارتري مواجه مي شوند که نمره ، برايشان به ارمغان مي آورد. يک دبير تاريخ مي گويد: «بعد از برگزاري امتحان ، ما تازه با يک مشکل تازه مواجه مي شويم ، آن هم شرايط حساس روحي دانش آموزاني است که به خاطر چند نمره ، دچار بحران مي شوند. راهروهاي مدرسه ، پس از تصحيح اوراق ، پر از بچه هايي است که به هر شکل شده ، مي خواهند نيم نمره به نمره شان اضافه شود.»
دانش آموزان ، مهمترين دليل اين حساسيت را برخورد معلمان و خانواده هايشان مي دانند. آنها معتقدند خانواده ها و معلمانشان بر مبناي نمره درباره آنها قضاوت مي کنند و تغيير دادن نظر آنها ممکن نيست : «من مدام به خاطر نمراتم بازخواست مي شوم. نمره هاي من زياد کم نيست ، اما مادرم نمره 18 يا 19 را اصلا قبول ندارد.» گاه اين شرايط به حدي دشوار مي شود ، که دانش آموز را دچار وسواس شديد فکري و بحران هاي عاطفي مي کند. فخاري ، روان شناس مي گويد: «براي برطرف کردن اين حساسيت در دانش آموزان و کم کردن عوارض آن ، اولين قدم بايد از سمت اولياي دانش آموز و معلمان برداشته شود. تا وقتي نمره ، آن هم فقط نمره 20 ، ملاک سنجش توانايي هاي يک دانش آموز قرار بگيرد ، مي توان انتظار هر برخورد نادرست و هر عارضه عاطفي ناگواري را در دانش آموز داشت.» اين روان شناس معتقد است در اين حالت يادگيري کامل اتفاق نمي افتد: «نمي توان اطمينان داشت نمره بيستي که با اين رويکرد به دست مي آيد، نشاندهنده يادگيري کامل فرد باشد ، همان طور که نمرات کمتر نيز به هيچ وجه نشانگر ضعف يادگيري دانش آموز نيست. آنچه بايد مورد توجه قرار گيرد نمرات بسيار کم است که در اين موارد هم بايد دنبال ريشه هاي ضعف دانش آموز گشت و آن را به شيوه اي معقول جبران کرد.»

جور ديگر بايد ديد


ترديدي نيست که بسياري از نمره هاي بالاي درسي ، بدون پشتوانه علمي لازم به دست مي آيند و بسياري افراد با نمره هاي متوسط، از حد مطلوبي از دانش و توانايي برخوردارند. در مقابل ، بسياري از خانواده ها ريشه اين حساسيت خود را به عوامل فرهنگي بيروني نسبت مي دهند. مادر يک دانش آموز که خود تحصيلکرده رشته روان شناسي است ، مي گويد: «خود من بسيار نسبت به نمره حساس هستم ، چون فکر مي کنم ارزيابي خارجي جامعه ما در مقاطع مختلف در نهايت براساس نمره است. اگر فرزند من بر اثر بي توجهي و بي دقتي ، نمره اي را از دست بدهد، کسي شرايط او را نمي سنجد. در واقع ، اين نمره است که به جاي دانش او حرف مي زند.»
با در نظر گرفتن همه اين عوامل و عوارض ، به نظر مي رسد تغيير در اين نوع نگاه ، بايد همه جانبه باشد. از سويي ، نظام آموزشي با ايجاد ملاکهايي موثر و کارآمد در ارزيابي دانش آموزان بايد از اين فشار کم کند و از سوي ديگر ، فرهنگ عمومي جامعه بايد نسبت به اين امر ، برخورد مناسب تري در پيش بگيرد. با ايجاد چنين تعادلي مي توان انتظار داشت دانش آموزان در شرايطي امن تر و آسوده تر ، به يادگيري بپردازند و اين يادگيري موثرتر و مفيدتر صورت بگيرد.
وب سایت روزنامه جام جم ۲۰ بهمن ۱۳۸۳
   

پارس کليک - موسسه رسانه پرداز پارس. همه حقوق محفوظ است.