ايران کنکور  
  |  خانه  |  اخبار  |  مقالات  |  همکلاسيها  |  گفتگو  | تماس با ما  |
   مقالات
درختي که به بار نمي نشيند
 
images/20051114/education.jpg
 
براي يافتن کار به هر کجا که مراجعه مي کنيد، يکي از اولين شرايط پذيرش ، آشنايي با زبان انگليسي است. متاسفانه آموخته هاي دوران تحصيل نمي توانند پشتوانه اي براي شما باشند.
خوب فکر کنيد! در طول 7سالي که با درس زبان سرو کله زده ايد، چند بار حال ساده و حال کامل و گذشته و آينده خوانده ايد؟
چقدر براي حل تمرين هاي معلوم و مجهول و شرطي هاو غيره ، فسفر مغز خود را سوزانده ايد؟ آيا قادريد يک داستان کوتاه انگليسي را بي دردسر بخوانيد؟
دنياي امروز دنياي علم است و فناوري دنياي ارتباطات سريع که در آن اطلاعات بعد مسافت را مي شکنند و از اين سو و آن سوي جهان به صورت لحظه اي مبادله مي شوند.
در اين غوغاي ارتباطات ديگر آموزش و يادگيري زبان خارجي صرفا يک مهارت لوکس و تجددگرايانه و يک انتخاب نيست ، بلکه يک ضرورت است ؛ و دانش آموزان ما براي اين که از قافله علم و دانش عقب نمانند و بتوانند به راحتي در دنياي مجازي و اينترنتي سير کنند و از جديدترين يافته هاي علمي آگاه شوند، لزوما بايد به يکي از زبانهاي مطرح دنيا و بويژه انگليسي تسلط داشته باشند.

آموزش زبان دوم را از همان کودکي شروع کنيم
پژوهش ها نشان مي دهد بهترين زمان براي آموزش زبان دوم ، دوران کودکي است.
مغز کودکان تا قبل از 12يا 13سالگي آمادگي يادگيري زبان دوم را دارد؛ زيرا در اين سنين سلول ها آمادگي ما به ازا سازي درون خودشان را داشته و لذا لهجه، فونتيک و تمام زواياي يک زبان و گويش آن را بخوبي فرا مي گيرند، اما پس از آن اين روند کند مي شود؛ و سازو کاري که در وجود انسان براي زبان وجود دارد تغيير مي کند. آموزش زبان دوم در مدارس ما دقيقا از همين زمان شروع مي شود.
يعني زماني که مغز ديگر توانايي لازم را براي اين کار را ندارد؛ و لذا تلاش ما بازدهي چنداني نخواهد داشت. دانش آموز ما در اين سن با تنش هاي ديگري نيز روبه روست او در آستانه بلوغ قرار دارد، و تحولات و تغييرات ناشي از مراحل رشد و دوران بلوغ ، ذهن او را درگير مي کند. از سوي ديگر با ناشي از تغيير دوره آموزشي و گذر از دوران ابتدايي به راهنمايي دست به گريبان است.
اين که در دوران ابتدايي يک معلم داشت و در اينجا با 10يا 12چهره مختلف روبه رو مي شود؛ محتواي کتاب تغيير کرده و تخصصي تر مي شوند؛ و در کنار همه اينها 2درس ديگر با محتوي کاملا متفاوت از آنچه که در دوران ابتدايي آموخته است، به نام زبان انگليسي و عربي به برنامه درسي او اضافه مي شود.
معاون آموزش و پرورش عمومي شهر تهران ضمن بيان اين مطالب در زمينه آسيب شناسي آموزش زبانهاي خارجي در مدارس کشور معتقد است ، يادگيري زبان يکي از سخت ترين کارهاست ، ولي کودک آن را در يکي دوسالگي از مادر مي آموزد؛ و اگر مادر به 2يا 3زبان مسلط باشد و با کودک خود به زبانهاي مختلف گفتگو کند، بچه در همان زمان آنها را هم ياد مي گيرد.
زيرا مادر بچه را درگير مساله زبان مي کند؛ و بازخوردهاي تشويقي به او مي دهد. کودک را به خاطراين که کلمه يا جمله اي را اشتباه مي گويد، تنبيه نمي کند؛ فقط خطاي او را آرام آرام اصلاح مي کنند. اما آموزش زبان در مدارس ما با محبت و صبرمادري توام نيست و دانش آموزان درگير مساله زبان نمي شوند.
آنها بازخوردهاي رشد دهنده و موثر و مشوقانه اي دريافت نمي کند. بلکه همه تهديد است براي نمره زبان گرفتن.
به اين دليل است که مي بينيم هيچکس از توي راهنمايي و دبيرستان ما زبان نياموخته است.

چه بايد کرد؟
با ايجاد تغييراتي در شيوه هاي موجود مي توان وضع را کمي بهبود بخشيد. براي مثال مي توانيم آموزش زبان را کلا از مدارس حذف کنيم و آن را در اختيار بخش غير دولتي و آموزشگاه ها قرار دهيم.
در اين شيوه دانش آموز را موظف مي کنيم يا با هزينه خود و يا با تخفيف شهريه و حتي به صورت رايگان در اوقات فراغت در هر آموزشگاهي که دوست دارد و يا حتي با کمک بزرگ ترهاي خود زبان را بياموزد؛ و پس از گذراندن دوره متوسطه و براي گرفتن ديپلم در يک آزمون استاندارد مثل تافل و يا سطحي که صاحبنظران تاييد کنند آزمون دهد.
يعني کسي که مي خواهد ديپلم بگيرد بايد زبان را تا حداقل مشخصي بر اساس استانداردهاي تعيين شده ياد گرفته باشد. اين روشي است که در بعضي از کشورها اعمال شده و موفقيت هايي هم در پي داشته است.
با اين شيوه اين امکان به وجود مي آيد که دانش آموزان در همان سنين نوجواني بتوانند در آزمون شرکت کرده و مدرک مورد نياز براي ديپلم خود را دريافت کنند.
به اين ترتيب هم کمي از حجم درسها کاسته مي شود و هم دانش آموز به آموزشگاهي مي رود که محيط آن را دوست دارد و شوق و اشتياق يادگيري در او به وجود مي آيد. اين پيشنهادي است که بايد تمام جوانب آن سنجيده شود و به صورت آزمايشي و محدود اجرا گردد و بعد با توجه به يافته هاي پژوهش تعميم يابد. در شرايط فعلي نيز بعضي از دانش آموزان اين کار را کرده اند.
آنها زبان انگليسي را بلد هستند و وقتي به مدرسه مي روند، چون از بقيه و حتي معلم بيشتر مي دانند، گاهي تنش هايي در کلاس ايجاد مي شود. به همين دليل زبان آلماني و فرانسه نيز در دستور کار آموزش زبان خارجي قرار دارد؛ و دانش آموزاني که زبان انگليسي را بلدند، مي توانند يکي از اين 2زبان را در مدرسه انتخاب کنند و بياموزند.
پيشنهاد عراقي نيا براي بهبود کيفيت آموزش زبانهاي خارجي در مدارس اين است که از همان دوره پيش دبستاني زبانهاي انگليسي و عربي در کنار زبان فارسي به صورت درهم تنيده با کودکان کار شود؛ فارسي به اين دليل که زبان مادري و ملي است، عربي به اين دليل که زبان دين ماست و ما نياز داريم براي حفظ هويت ديني خود با عربي آشنايي داشته باشيم ، و انگليسي چون زبان علم است.
از اين روش هم اکنون در بخش غير دولتي استفاده مي شود؛ و مي توان آن را به آموزشگاه ها و مدارس دولتي نيز تعميم داد. در اين صورت ديگر نبايد براي نمره به دانش آموز زبان بياموزيم ؛ بلکه بايد روشهاي امروزي را کاملاعوض کنيم و تنها به شوق و ذوق بچه ها متکي باشيم.
در همين نظام فعلي مي توانيم بعضي از دروس را علاوه بر فارسي به زبان عربي و يا انگليسي هم ارائه کنيم. براي مثال در درس مطالعات اجتماعي اگر مي خواهيم راجع به ام پي تي بحث کنيم ، در کنار درس اصلي يک يا چند پاراگراف هم به زبان انگليسي ساده و روان و در حد توانايي دانش آموز در درس بياوريم تا دانش آموزان انگليسي را در محيط و به صورت کاربردي بياموزند.
زيرا، اگر محتوا را به محيط منتقل نکنيم، يادگيري در وجود ما نهادينه نخواهد شد. همان طور که اگر مادر زبان فارسي را به ما ياد دهد، ولي نتوانيم در محيط فارسي گفتگو کنيم و آموخته هاي خود را به کار بريم ، يقينا فارسي ياد نخواهيم گرفت.
تکلم ما وقتي قوي مي شود که بتوانيم در خانواده يا جامعه گفتگو کنيم. بنابراين ،هر محتوايي را بايد به محيط خودش برد. حال که ما آموزش زبان را از دوره راهنمايي آغاز مي کنيم ، حداقل مقداري از دروسي را که به علم ربط دارد، به صورت انگليسي بخوانيم.
همين طور درس عربي را از اين حالت مجزا درآوريم و در متوني مثل ادبيات بعضي از قسمت ها مثلا شرح حال يک عالم ، يا بخشي از آثار او را به زبان عربي ارائه کنيم ، واز دانش آموز بخواهيم آنها را بخواند.
براي مثال جبران خليل جبران ، نويسنده لبناني الاصل ، آثاري به زبان عربي و انگليسي ومناسب نسل جوان دارد که مي توان از آنها در متون درسي دانش آموزان استفاده کرد، تا زبان دوم از اين حالت خشک خارج شود.
به اين ترتيب بچه ها زبان دوم را کاربردي مي آموزند؛ نه به صورت يک محتوي کاملا جدا که مجبور باشند از کلاس دوم راهنمايي تا دبيرستان و حتي دانشگاه همچنان مثلا حال ساده بخوانند، و آخر هم در کاربرد آن مشکل داشته باشند.
به اعتقاد عراقي نيا، اين زخم کهنه اي است که بايد کارشناسان پيشنهادهايي بدهند و در تقابل آرا با يکديگر شيوه اي مناسب براي آموزش زبانهاي خارجي انتخاب شود؛ تا بچه ها همان طور که در آموزشگاه ها زبان مي آموزند، در مدارس هم بتوانند از وقت و سرمايه و انرژي اي که مصرف مي شود بهره کافي را ببرند و زبان را در حد نياز بياموزند.

ماجراي درس معلم، زمزمه محبت و طفل گريزپاي
محيط فعلي مدارس ما براي هيچ آموزشي مخصوص زبان مناسب نيست. بايد اين محيط به سمت جامعه باز شده و آموزش براي نمره به آموزش براي زندگي تبديل شود.
رويکرد موضوع محور موجود به رويکرد زندگي و مهارت هاي آن و رويکرد انتقالي معلم به رويکرد اکتشافي تبديل شود. به اين ترتيب که بچه ها خودشان کار کنند و معلم تسهيل گر و راهنما باشد؛ و بازخوردهاي رشد دهنده و موثري ارائه کند؛ راهنمايي و تشويق کند و در صورتي که دانش آموزي اشتباه کرد، به جاي تنبيه از او استدلال بخواهد که مثلا چرا مي گويد دو دو تا مي شود پنج تا.
اين حق دانش آموز است که آموزش او توام با لذت باشد و به يادگيري که وظيفه اوست تبديل شود. روشهاي امروزي را بايد تغيير دهيم و در کنار خواندن ، نوشتن و حساب کردن مهارت هاي اساسي را نيز به دانش آموزان بياموزيم.
در خواندن ، مهارت درک مطلب و روانخواني در نوشتن ، خلاقيت نه رونويسي و در حساب کردن استدلال را به بچه ها بياموزيم. مهارت هاي زندگي ، خودشناسي ، نحوه برقراري تصميم خوب گرفتن ، چگونه ارتباط با خانواده ، جامعه و جهان و به طور کلي مهارت هاي فردي و اجتماعي بايد در مدارس به دانش آموز آموخته شود.
دانش آموز بايد بتواند اهداف و برنامه زندگي خود را در همين دوران مدرسه و با توجه به مهارت هايي که مي آموزد پيش بيني کند.
اين موضوعات متاسفانه در آموزش و پرورش آن گونه که بايد، مورد توجه قرار نمي گيرد.در نظام آموزشي و پرورشي کشور تغييراتي آغاز شده است که بايد با پژوهش و بر اساس يافته هاي پژوهش آرام آرام تعميم و گسترش يابد؛ تا دانش آموزان از همان دوران کودکي براي آينده تمرين کنند. در غير اين صورت مشکلات همچنان در جاي خود باقي مي ماند.
وب سايت اطلاع رساني رشد ۲۵ آبان ۱۳۸۴
   

پارس کليک - موسسه رسانه پرداز پارس. همه حقوق محفوظ است.