ايران کنکور  
  |  خانه  |  اخبار  |  مقالات  |  همکلاسيها  |  گفتگو  | تماس با ما  |
   اخبار
عوامل موثر در انتخاب رشته:انگيزه، علاقه، توان علمي، اشتغال و عنوان اجتماعي

در حال حاضر تنوع مراكز و دوره‌هاي آموزش عالي امكان گسترده‌اي را براي داوطلبان جهت اشتغال به تحصيل فراهم كرده است. يكي از تبعات گسترش آموزش عالي فراهم شدن امكان ادامه تحصيل در رشته كمابيش موردنظر و علاقه داوطلبان مي‌باشد، از اين رو توجه به عوامل موثر در انتخاب رشته مهم تر و موثرتر از سالهاي پيشين شده است. به گزارش سرويس صنفي آموزشي خبرگزاري دانشجويان ايران، عوامل موثر در انتخاب رشته را به دو دسته عوامل فردي و دروني و عوامل اجتماعي و بيروني مي‌توان تفكيك كرد كه عبارتند از: انگيزه، علاقه، شناخت، توان علمي، استعداد تحصيلي، اشتغال، محيط بيروني، محيط ويژه دانشگاهي، عنوان اجتماعي، برداشت اجتماعي.

--- عوامل فردي و دروني

انگيزه:

انگيزه به عاملي تعبير مي‌شود كه اساس رفتار آگاهانه افراد را تشكيل مي‌دهد. معمولا فراهم آمدن مجموعه‌اي از شرايط و مقتضيات كه موجب انگيزش فرد براي وصول به هدفي مي‌شود، مبناي شكل گيري و ايجاد اين عامل، يعني انگيزه مي‌گردد. بسته به نوع شرايط و مقتضيات انواع مختلفي از انگيزش و محركها را مي‌توان برشمرد. در ارتباط با معناي خاص مبحث حاضر از «انگيزه» بايد بدوا به تفكيك انگيزه ورود به دانشگاه و انگيزه انتخاب رشته خاص پرداخت. پيرامون نوع اول انگيزه قبلا مطالبي به اختصار مطرح شد. لذا در اينجا به نوع دوم انگيزه مي‌پردازيم. در تشريح انگيزه انتخاب رشته خاص مجددا بايد بين انگيزه واقعي و انگيزه كاذب تمايز قايل شد. انگيزه واقعي مبين نيروي دروني است كه مشوق و محرك فرد براي حركت به سوي مطلوب است. البته عامل موجب اين شوق و حركت تنها نيروهاي نهاني و دروني نيست، بلكه محيط بيروني فرد بر ايجاد يا بالفعل نمودن آن اثر مي‌گذارد. از سوي ديگر تاثيرات محيط بيروني (خانواده، مدرسه،‌دوستان،‌جامعه) كه مي‌تواند موجب ايجاد انگيزه كاذب شود،‌لذا داوطلبان ورود به دانشگاه به يك بررسي دروني همه جانبه تامل در خواسته‌ها‌ و عواملي كه موجب مي‌شود آنها به زمينه خاص علمي بگرايند نيازمندند. انتخاب رشته‌اي كه در راستاي انگيزه واقعي فرد صورت بگيرد به عنوان انتخاب رشته اصلح مطرح است.

علاقه:

علاقه را مي‌توان به ترجيح ميان اشيا مختلف هنگام انتخاب تعبير نمود. گرچه انگيزه و علاقه ارتباط تنگاتنگي با يكديگر دارند، و شايد بتوان علاقه را نوعي انگيزه بالفعل و عينيت يافته قلمداد نمود، ولي بهتر است در مسائل حساسي مانند انتخاب رشته كه به آينده داوطلب مربوط مي‌شود هر كدام را در جايگاه ويژه خود قرار دهيم. بدون آنكه ربط مستقيم آنها را ناديده بگيريم. داوطلب نمي‌تواند در كنكور سراسري و در هدف ورود به دانشگاه بدون انگيزه باشد و احتمالا پذيرش دشواري اين رقابت سنگين بايد به معناي وجود انگيزه قوي براي ادامه تحصيلات دانشگاهي باشد اما ممكن است كه هنوز علائق وي شكل واضحي نيافته باشند و داوطلب از ميان رشته‌هاي متنوع دانشگاهي به علاقه واقعي خود دست نيافته باشد. به هر حال احتمالا هر داوطلبي با توجه به پيشينه خانوادگي اجتماعي و مطالعاتي خود بايد به يك يا چند رشته تحصيلي علاقه داشته باشد. در اينجا علاقه به معناي خواستن و دوست داشتن شفاف است بدون اينكه عوامل خارجي اين خواستن را كدرنموده باشند. انگيزه كاذب مي‌تواند ايجاد علاقه كاذب كند، بدين ترتيب كه ممكن است داوطلب در فضايي قرار گيرد كه ديگران همواره از رشته‌هاي خاص دانشگاهي براي وي بتي را ساخته باشند و با صدها دليل (فهميده يا نفهميده) رشته‌هاي مطلوب خود را براي داوطلب بيارايند، و بتدريج علاقه كاذبي را در وجود او بنشانند. در اينجاست كه خانواده داوطلب و نيز دوستان واقعي او بايد به وي كمك كنند تا او علائق واقعي و اصيل خود را از علائق كاذب باز شناسد. علاقه واقعي در راستاي انگيزه واقعي است. چنانچه علاقه بر اساس انگيزه واقعي شكل بگيرد، از آن بايد به عنوان يكي از مهمترين عوامل موثر در انتخاب رشته ياد كرد.

شناخت :

عامل بعد شناخت كافي داوطلب از رشته‌هاي دانشگاهي است. شناخت مبين آگاهي و معرفت كافي از موضوع مورد بررسي و انتخاب است. علاقه بدون شناخت نمي‌تواند واقعي باشد. ممكن است كه داوطلب بدون شناخت رشته‌هاي دانشگاهي در خود انگيزه قوي براي تحصيلات عاليه بيابد ولي نمي‌تواند نسبت به رشته‌اي كه هيچ شناختي از آن ندارد، علاقه مند باشد. لذا داوطلب بايد تلاش كند كه از هر طريق ممكن شناخت كافي از رشته‌هاي دانشگاهي به دست آورد. بعضي از منابعي كه هم اكنون در دسترسند عبارتند از: «كتاب آشنايي با رشته‌هاي دانشگاهي» كه مطالب آن به معرفي و توضيح رشته‌هاي دانشگاهي مي‌پردازد و همچنين مطالبي كه در اين خصوص در نشريات پيك سنجش و راه دانشگاه منتشر شده است قابل استفاده مي‌باشد. علاوه بر اين،‌«آشنايان و دوستاني كه دانشجو يا فارغ التحصيل رشته‌هاي دانشگاهي هستند»،‌ «مطالبي كه مشاوران خبره در دبيرستان يا از طريق رسانه‌هاي گروهي مطرح مي‌كنند»،‌ «تماس با دانشگاه‌هايي كه مجري رشته‌هاي مورد نظر هستند»، «بروشورهاي مختلفي كه در زمينه رشته‌هاي تحصيلي يا مشاغل گوناگون وجود دارد» مي‌توانند اطلاعات لازم را براي كسب شناخت لازم دراختيار بگذارند.

با توجه به اينكه داشتن شناخت از رشته‌هاي دانشگاهي توسط داوطلبان نقش مهمي در انتخاب صحيح رشته‌هاي دانشگاهي دارد، دو پيشنهاد زير مي‌تواند به اين مهم كمك كند. نخست آنكه دانشگا‌ههاي سراسر كشور روزهاي خاصي را براي معرفي رشته‌هاي دانشگاهي معيين كنند و در اين روزها كه قاعدتا بايد نزديك به زمان انتخاب رشته باشد از داوطلبان كنكور بخصوص دانش آموزان پيش دانشگاهي براي حضوردردانشگاه دعوت به عمل آورند. البته از اين رهگذر داوطلبان با فضا و محيط دانشگاهي نيز آشنا مي‌شوند. دوم صدا و سيماي هر استان با كمك كارشناسان، مديران و اساتيد دانشگاه‌هاي واقع در آن استان به تهيه برنامه‌هاي مفيد براي تشريح رشته‌هاي دانشگاهي و معرفي آنها به داوطلبان همت گمارند. روزنامه‌ها و مجلات نيز كمك موثري در اين زمينه مي‌توانند باشند.

توان علمي:

مساله توان علمي متفاوت از انگيزه و علاقه است. مي‌توان انتظار داشت كه هر صاحب علاقه‌اي لزوما براي ادامه تحصيل در رشته مورد علاقه‌اش توانمند نيز باشد. قدرت علمي داوطلب در خلال تحصيلات دبيرستاني و نتايج علمي حاصل از شركت در كنكور سراسري ارزيابي مي‌شود. توان علمي گرچه به استعداد تحصيلي ربط مي‌يابد، ولي سخت كوشي و پيگيري مستمر در فراگيري نقش اصلي را در بالا بردن بنيه علمي داوطلب ايفا مي‌كند. بهرحال براي ورود به هر رشته تحصيلي در دانشگاه فرد بايد از توان و بنيه علمي لازم برخوردار باشد. البته اين بيان بديهي است چرا كه يكي از ماموريتهاي كنكور سراسري تعيين سطح توانمندي علمي داوطلبان است. منتها در اينجا منظور توان علمي داوطلب به صورت مطلق نيست بلكه آمادگي علمي داوطلب در دروسي است كه پايه‌هاي تخصصي رشته دانشگاهي مورد نظر را شكل مي‌دهند. به عنوان مثال در رشته داروسازي داوطلب بايد در دروسي مانند شيمي و زيست شناسي قابليت علمي خوبي داشته باشد. براي رشته مهندسي الكترونيك بايد در زمينه‌هاي رياضي و فيزيك قوي بود، براي رشته معماري علاوه بر رياضي خوب بايد هندسه و قدرت تجسمي مناسبي را داشت. در مهندسي شيمي علاوه بر رياضي و فيزيك به توانايي ويژه در شيمي نيز نياز است. پيش نياز رشته اقتصاد يا حسابداري فقط دروس علوم انساني نيست بلكه دروسي مانند رياضي و آمار نيز نقش مهمي را دارند. در رابطه با سطح توانمندي علمي لازم براي ورود به رشته دانشگاهي بايد به دو نكته توجه كرد. يكي آنكه قدرت علمي در دروس متناسب با رشته مورد نظر مهمتر از توان علمي عمومي است. ديگر آنكه شرط توفيق در دانشگاه (پس از قبولي) وابسته به ميزان تسلط بر دروس فوق الاشاره است. به عبارت ديگر ممكن است كه فردي در ورود به رشته خاصي توفيق يابد منتها اين قوت علمي فرد در دروس اختصاصي رشته است كه ضامن ادامه تحصيل موفقيت آميز وي در آن رشته مي‌باشد.

به طور خلاصه بايد گفت كه براي ورود به يك رشته مشخص دانشگاهي بايد از توان علمي لازم برخوردار بود. سوابق تحصيلي و نتيجه كنكور مناسب ترين ملاكهاي در دسترس براي ارزيابي اين توانايي هستند. از اين مطلب مي‌توان به لزوم تناسب توان علمي با سطح دشواري رشته تحصيلي ياد كرد.

استعداد تحصيلي:

در اينجا استعداد تحصيلي متفاوت از بنيه علمي لحاظ شده است. منظور از استعداد توانايي ويژه در انجام دادن بعضي از فعاليتها و اموري است كه فرد را از افراد مشابه متمايز مي‌سازد البته ممكن است كه فردي به لحاظ استعداد متوسط باشد اما در سايه تلاش و سختكوشي از بنيه علمي بسيار بالايي برخوردار گردد و بالعكس ممكن است فردي با استعداد باشد اما به علت كاهلي و تنبلي نه تنها بهره‌اي از استعداد خود نبرد بلكه در مسابقه با افراد پرتلاش و با استعداد متوسط هيچگونه توفيقي نيابد. به هر حال بهترين حال آن است كه استعداد تحصيلي با تلاش سخت و مستمر براي كسب علم توام باشد. در اين صورت است كه اين استعدادها در صحنه جامعه خواهند درخشيد و چنين افرادي كه استعداد و تلاش را به هم آميخته‌اند در همه صحنه‌هاي رقابت علمي پيروز خواهند بود. در اينجا به نكته‌اي بايد اشاره كرد كه مستقيما به انتخاب رشته تحصيلي مربوط مي‌شود. معمولا استعداد در زمينه يا درس خاصي ظهور و بروز بيشتري دارد تا در همه زمينه‌ها به عنوان مثال دانش آموزاني هستند كه در رياضي از استعداد بالايي برخوردارند. اما در درس شيمي در مقايسه با ديگران متوسط ارزيابي مي شوند. يا در زمينه نقاشي از استعداد سرشاري برخوردارند اما در دروس عمومي و يا تخصصي نظري با ضعف مواجه‌اند. شناخت اين استعداد بسيار مهم است. خانواده داوطلب يا اولياي دبيرستان دانش آموز همينكه قوتي در درسي يا هنري از وي يافت نبايد بلافاصله آن را به دروس و ابعاد ديگر تعميم دهد. پرورش استعداد در زمينه كشف شده به مراتب مهمتر و موثرتر از تلاش براي تعميم استعداد در زمينه‌هاي ديگر است. داوطلب بايد به استعداد علمي نسبي خود دقيقا توجه كند. منظور از نسبي در اينجا آن است كه تمام افراد از نوعي استعداد برخوردارند منتها در زمينه‌هاي مختلف علمي و عملي اين استعداد در افراد مختلف از شدت و ضعف برخوردار است. در انتخاب رشته تحصيلي به تناسب بين استعداد علمي و محتواي رشته دانشگاهي بايد توجه داشت. بهترين رشته تحصيلي براي داوطلب آن است كه وي استعداد خود را همسو با آن بيابد. آنچه در فوق اشاره شد ذكر تعدادي از عوامل دروني بود كه در انتخاب رشته تحصيلي موثرند. اين عوامل اغلب يا در انتخاب رشته نديده انگاشته مي‌شوند و يا عليرغم طرح در مجامع عملا تاثيري در نوع انتخاب رشته داوطلب ندارند. بسياري از ناسازگاريهاي درون دانشگاهي و فشارهاي رواني ناخواسته كه به برخي از دانشجويان وارد مي‌شود، مربوط به انتخاب غلط رشته تحصيلي به علت غفلت از عوامل فوق الذكر است. هجوم دانشجويان براي تغيير رشته فعلي آنان از عدم انگيزه و علاقه به رشته تحصيلي حكايت دارد. بسا با استعدادترين داوطلبان كنكور كه در رشته خاصي پذيرفته شدند ولي نه تنها در دانشگاه از برجستگيهاي علمي مطرح در بيرستان و در سطح كنكور خبري نبود بلكه حتي واهمه عدم توفيق وي در اتمام دوره دانشگاهي نيز وجود داشت.

در انتهاي اين قسمت بايد متذكر اين نكته مهم شد كه محور كردن فقط يك عامل (مثلا علاقه) و لحاظ كردن بعضي عوامل به صورت كم اثر و اقماري منجر به انتخاب رشته خوب و مفيدي نخواهد شد.

--- عوامل بيروني و اجتماعي

محيط بيروني

منظور از محيط بيروني، كليه عوامل و افرادي است كه با داوطلب در تماس و مراوده بوده و به نوعي در تصميم گيريهاي وي در ارتباط با انتخاب رشته تاثير مي‌گذارند. در اين خصوص از خانواده‌، مدرسه،‌دوستان و جامعه‌اي كه داوطلب را مستقيما احاطه كرده و با او برخورد دارند، مي‌توان نام برد. محيط بيروني مي‌تواند در دو جهت متخالف عمل كند. جهتي مثبت كه عبارت از كمك به داوطلب براي كاوش دروني، كشف علاقه واقعي و ميزان استعداد تحصيلي و دور ساختن داوطلب از تصميم گيري بر اساس احساس بدون شناخت مي‌باشد. و جهت منفي كه القا علايق و برداشتهاي شخصي خود به داوطلب است بدون آنكه انگيزه، علاقه، توان علمي و استعداد داوطلب چندان مورد توجه قرار گيرد. داوطلبان كنكور سراسري كه مبادرت به انتخاب رشته مي‌كنند بايد دقت كامل مبذول دارند تا از محيط بيروني فقط در جهت اثر گذاري مثبت آن بهره ببرند و خود را تا حد امكان از تاثيرات نامطلوبي كه منجر به انحراف آنها از مسير صحيح مي‌گردد دور نگه دارند.

اشتغال

عامل اشتغال در انتخاب رشته دانشگاهي، نقش دوگانه‌اي را ايفا مي‌كند. براي برخي هدف ورود به دانشگاه اصولا تصدي شغلهاي خاص است كه بدون قبولي در آن رشته دانشگاهي، وصول به آن امكان پذير نيست. براي برخي ديگر قبولي چنان مهم است كه اصولا در زمان انتخاب رشته به مساله اشتغال مرتبط با آن رشته توجه نمي‌كنند. در ارتباط با مساله اشتغال نكات زير به اختصار مطرح مي‌شود:

- كليه داوطلبان به شغلي كه آن رشته دانشگاهي منتهي به آن مي‌شود (يا مي‌تواند بشود) حتما توجه كنند هرچند كه هدف ورود به دانشگاه به هيچ وجه نبايد فقط به مساله اشتغال محدود شود.

- داوطلب از نظر روحي و رواني بايد آمادگي لازم براي پذيرش كار مرتبط با رشته مورد نظر را داشته باشد. به عنوان مثال كسي كه مشاهده خون براي او غير قابل تحمل بوده و حتي از آن مي‌هراسد، نبايد رشته‌اي را انتخاب كند (مانند پزشكي و دامپزشكي) كه در زمان اشتغال همواره امكان اين برخورد وجود دارد. اشتغال در برخي از رشته‌ها، عمدتا به معناي كار در آزمايشگاه است، مانند رشته‌هاي علوم آزمايشگاهي، شيمي كاربردي و نظاير اينها. برخي از رشته‌ها در نهايت منجر به شغلي مي‌شوند كه غالبا بايد خارج از شهرها صورت پذيرد مانند رشته استخراج معدن، نقشه برداري، تعدادي از رشته‌هاي كشاورزي و غيره. رشته دامپزشكي همواره برخوردهاي خاصي را با دام و طيور دارد. رشته حقوق نوع ويژه‌اي از آمادگي رواني را مي طلبد. رشته مشاوره و شايد روانشناسي نياز به آمادگي خاص دروني دارد. همچنين است رشته‌هاي معلمي و دبيري كه بايد توام با عشق و علاقه ويژه به امر آموزاندن باشد. به هر حال فرد بايد آمادگي روحي و رواني لازم را براي تصدي شغلي كه رشته دانشگاهي منتهي به آن مي‌شود حتما داشته باشد.

- علاوه بر آمادگي روحي و دروني بايد داوطلب آمادگي بدني براي اشتغال در شغل ذيربط را داشته باشد. مثلا رشته‌هاي استخراج معدن نقشه برداري،‌تكنسين اتاق عمل، تربيت بدني، حتي رشته‌هاي دبيري نياز به نوعي آمادگي بدني دارند. در اين ارتباط داوطلبان دختر بايد توجه بيشتري داشته باشند. اگر شغل مرتبط با رشته‌اي آمادگي خاص بدني و كار در محيط ويژه‌اي را مي طلبد كه آمادگي لازم براي اين مهم در آنها وجود ندارد، نبايد چنين رشته‌اي را انتخاب كنند.

- توجه به زمينه اشتغال نيز مهم است. براي تعدادي از رشته‌ها زمينه اشتغال به مراتب بيشتر فراهم است تا رشته‌هاي ديگر. لذا اگر براي داوطلبي تضمين اشتغال مهم است بايد عمدتا در پي رشته‌هايي باشد كه زمينه كار مناسبي دارند. در اين ارتباط داوطلب بايد از افراد و مراجع آگاه اطلاعات لازم را به دست آورد.

- براي فعاليت در برخي از شغلهايي كه نياز به مدرك دانشگاهي دارند قيود و محدوديتهاي اجتماعي وجود دارد كه بايد به طور جدي به آن توجه كرد. اين مسئله بخصوص براي داوطلبان دختر مهم تر است. به عنوان مثال به نظر مي‌رسد كه رشته‌هاي نقشه برداري، استخراج معدن، ذوب فلزات (مواد)، دريانوردي، جوشكاري و نظاير آنها با توجه به بافت مذهبي و فرهنگي جامعه ما براي دختران چندان مناسب نيست. از سوي ديگر هنوز بسياري از پسرها رشته پرستاري را به علت همان قيد فرهنگي - اجتماعي شغل پرستاري انتخاب نمي‌كنند. محدوديتي براي ورود دخترها به رشته‌هاي دانشگاهي وجود ندارد (به استثناي رشته‌هايي كه فارغ التحصيلان آنها تعهد استخدامي به دستگاه خاصي دارند) اما اين به معناي عدم محدوديت دراستخدام نيست. لذا داوطلبان به اين نكته حتما توجه داشته باشند.

عنوان اجتماعي، برداشت اجتماعي:

عنوان پاره‌اي از رشته‌ها و همينطور عناوين اجتماعي كه تعدادي از شغلهاي مرتبط با رشته‌هاي دانشگاهي به دنبال خود دارند، براي برخي از داوطلبان مهم است. حال اين اهميت به معناي علاقه و توجه است يا به معناي عدم علاقه و دوري جستن از آن. به نظر مي‌رسد كه تعدادي از رشته‌ها داراي عناوين جاذب اجتماعي هستند و همين عناوين است كه مي‌تواند يك كشش كاذب در داوطلب ايجاد كند و او را از مسير صحيح تصميم گيري منحرف سازد. بهرحال داوطلب بايد ميزان اهميت عنوان اجتماعي را كه فارغ التحصيلان رشته مورد نظر به دوش مي‌كشند، براي خود تجزيه و تحليل كند. برداشت اجتماعي و حيثيت اجتماعي كه آن رشته براي فارغ التحصيلان در بر دارد، بررسي گردد. شايد بتوان گفت كه عنوان شغل مرتبط با آن بايد طوري باشد كه دانشجو و فارغ التحصيل آن رشته از انتساب به آن افتخار كند.

محيط ويژه دانشگاهي:

بر تعدادي از دانشگاه‌ها شرايط خاص آموزشي حاكم است. حتي در برخي از آنها دانشجو بايد تحت انضباط و رفتار ويژه‌اي قرار گيرد. به عنوان مثال كسي كه يك رشته دانشگاهي مربوط به نيروهاي نظامي، انتظامي يا صنايع دفاعي را انتخاب مي‌كند بايد توجه داشته باشد كه در داخل دانشگاه بايد از مقررات مخصوصي تبعيت كند. بعضا بايد لباس فرم بپوشد گاه علاوه بر دروس علمي دوره، بايد دروس مورد نياز شغل آينده را بگذارند. تمرينات بدني و آمادگي‌هاي رزمي و آشنايي و كار با سلاحهاي جنگي نيز در برنامه دانشجو قرار مي‌گيرد. لذا فردي كه اين قبيل رشته‌ها را انتخاب مي‌كند، حتما بايد تناسب روحيه خود را با شرايط و مقتضيات محيط آموزش در نظر بگيرد. البته اين سخن به اين معنا نيست كه اين رشته‌ها را نبايد انتخاب كرد بلكه بيشتر عكس آن مدنظر است و آن اينكه علاوه بر رشته‌هاي بسيار خوبي كه در اين دانشگاه‌ها عرضه مي‌شود نوعي زمينه اشتغال آتي نيز براي داوطلبان فراهم مي‌شود و نبايد بيم مبهمي كه داوطلب از اينگونه محيط‌ها دارد وي را از انتخاب اينگونه رشته‌ها باز دارد. حال آنكه داوطلب با كمي كاوش دروني و دقت حتما در مي‌يابد كه نبايد خود را از امكان قبول شدن در اينگونه رشته‌ها محروم سازد، و بيم وي فقط بدان علت است كه تا كنون در اين شرايط قرار نگرفته است.

وب سايت ایسنا ۱۶ مرداد ۱۳۸۴
   

پارس کليک - موسسه رسانه پرداز پارس. همه حقوق محفوظ است.